
بلبل از بوی گل چمن را دوست میدارد
مسافر هر کجا با شد وطن را دوست میدارد
یادوگاری از محمدی سید نقیم

عشق یعنی یک سلام و یک دورد
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلوریک سرود
عشق یعنی قطر ه و دریا شــــــدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی زاهـــــــد امابت پرست
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشــــق یعنی بیستون کندن بدست
عشــــــــــــــق یعنی آب بر آدر زدن
عشـــــــق یعنی چون محمد پا به راه
عشــــــــق یعنی عالمی راز و نیاز
عشـــــــــــــــق یعنی با پرستو پرزدن


اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش است
چشماتو ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر
بیار اگه چشمات خیس شد بدون که داری به خودت دروغ میگی
و هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنوز دوستش داری
عمر خیال بستـــــــــــم یار آشنائیت را
آخر به خاک بردم داغ جـــــــــــــدائیت را
بر خاک راه کردم دل پایمـــــــــال نازت
ای بی وفـــــــــــــا ندانی قدر فدائست را
بردی دل از بر من پامــــــــــال ناز کردی
ای دلربا بنازم این دلــــــــــــــــــــــربائیت را
کاکل ربوده ایمان جشم تو جــان و دل را
دیگر چه آرم آخر من رونمـــــــــــــــــائیت را
خوش آن شبی که جانا در خواب ناز باشی
بر چشم خود بمـــــــــــــــــالم پای حنائیت را
داغ شب حنایت ناســــــــــــور گشته در دل
زانرو کــــــــه من ندیدم ایام شاهیــــــــــت را
شمشاد قامتان را بیسار سیر کـــــــــــــــردم
در سرو هم ندیدم جـــــــــــــــــانا رسائیت را
ای شاه خوبرویان حـــــــــــاکم شدی مبارک
شکر خدا که دیدم فرمــــــــــــــــــانروائیت را
ای رشک ماه کنعان بــــــــــودی اسیر زندان
شــــــــــــــــــکر خدا که دیدم روز رهائیت را
گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنم
گاه یک نفمه آن قدر دست نیافتنی است که با آن زندگی
می کنم
گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانم رهایش
نمی کند
گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فرا موشش نمیکنم
اگه یه روزی اونی که دوستش داری گذاشت رفت پشتی
سرش رو هم نگاه نکرد بدون تقصیر خودت هست نه
کسه دیگه
ای مهر بان من من دوست دارمت چون سبزهای دشت
چون برگ سبز درختان نارون زیبایی عجیب تو معیار تازه
ای است با غربت غربت فرا وانش مانند شعر من این شعر
بی قرین و این تفاخر از س شو خی است
در انتظار کسی باش که مایل باشد حتی در زمانی که
در ساده ترین لباس هستی تو را به دنیا نشان دهد
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی
پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین
چیزی که می شکنی دنیای خودته
ای دوستان ز شش جهت بوی بهار میر سد
از ره دور بوســــــــه ها ز کوی یار میرسد
خطای دیده نیست اینکه فرق او و گل نکرد
نگـــــــار نازنین من چمــــــن سوار میرسد
گشته سپند و مجمری آماده در بساط گل
که زخم چشم اگر به او زچشم خار میرسد
رم خورده خیل آهوان در دشت پر زار غوان
ز چشم یار سر گـــــران آهو شکـــار میرسد
نسیــــــم خلد میوزد بر شاخه ها و یار من
زلای شاخـــه هـــای گل زر ساوه وار میرسد
بر پر هر پرستــــــــوی با بال هر کـــبـــوتری
بهشت را ســــــلام ها از گل بهــــار میرسد